شمارهٔ ۷۸۸
مصرع پیچیده زنجیر سودا خوانده ایموصف حال خود از آن سطر چلیپا خوانده ایم
دخل عالم نیست خرج یک پریشان را کفافدفتر ریگ روان و موج دریا خوانده ایم
آنکه هر دل را به رنگی می برد یک جلوه استمردم از آیینه ما از سنگ خارا خوانده ایم
چون خط جانان نخواند ایم آیت خوبی اسیردرس اوراق محبت را سراپا خوانده ایم