گنج

شمارهٔ ۷۸۶

سیماب توشه سفر خواب کرده ایماین رسم تازه ای است که ما باب کرده ایم
صید اثر هلاک خدنگ دعای ماستیا رب کمان کیست که محراب کرده ایم
شبها به یاد روی تو سیماب اشک رااز گریه شبنم گل مهتاب کرده ایم
دور از تو غیر طعنه آرام می زندغافل که ما چه با دل بیتاب کرده ایم
ما صید امتحان جفاییم چون اسیرشمشیر را ز شرم شکست آب کرده ایم