شمارهٔ ۷۸
چه حرف مهر و وفا گوش کرده ای از ماچه دیده ای که فراموش کرده ای از ما
بهار سوختگی چاک دلق عریانی استچه شعله ها که قصب پوش کرده ای از ما
مباد دردسر قیل و قالت ای غفلتچراغ مدرسه خاموش کرده ای از ما
تبسمی که نمکپوش کرده ای از دلترحمی که جفا کوش کرده ای از ما
به جان مشرب ما می خورد ورع سوگندچه توبه ها که قدح نوش کرده ای از ما
خمار حوصله سوز است نشئه رنگین ترغمی که باده سرجوش کرده ای از ما
اسیر منفعل از آرزو نمی گردیچه حلقه ها که نه در گوش کرده ای از ما