گنج

شمارهٔ ۷۷

گر ندانی تا قیامت راز مانقش کن بر لوح دل انداز ما
بی جگرتر از نگاه حیرتیمبر زمین پر می کشد پرواز ما
ما امانتدار نقد وحدتیمدر دل عالم نگنجد راز ما
گر نداند دل توان معذور داشتمی گدازد در دل ما راز ما
از تغافل صید دلها می کندشیوه ها دارد شکار انداز ما
بسته ایم از بیزبانی صف اسیرسینه صافی ترک تیرانداز ما