گنج

شمارهٔ ۷۷۴

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رکنم۷ بیت
کو فرصتی که شکوه ندانسته سر کنمجان را کنم نثار و سخن مختصر کنم
خوی صبا گرفته دلم از هوای دامکو آشیان کجاست که زیر و زبر کنم
یک مو نمانده بر تن من بی خیال دوستشمشیر اگر کشد به چه رو ترک سر کنم
بینا دلی کجاست که در بزم او چو شمعگاهی ز جیب تیره دلی سر به در کنم
در حیرتم که با نظر تنگ روزگارگر خاک راه خلق شوم چون به سرکنم
کو طاقتی که از سرکویت چو بگذرمغافل کنم تو را و به سویت نظر کنم
آیینه داغ می شود از رشک من اسیرروشن ز خط او چو سواد نظر کنم