گنج

شمارهٔ ۷۵۶

قافیه: انمیارم۴ بیت
حرفی از شعله خویت به زبان می آرمشمع را همچو نی امشب به فغان می آرم
غیرتم بین که ز تأثیر محبت هر دمتا نبردم دلت از دیده نهان می آرم
گریه گرم و رخ زرد نظر کن که چو شمعچمن شعله به گلگشت خزان می آرم
فهم آن بیهده گویی نکنم هرگز اسیراینقدر هست که حرفی به زبان می آرم