گنج

شمارهٔ ۷۵۵

قافیه: لبرارم۷ بیت
بود روزی که پا ز این گل برآرمدمار از روزگار دل برآرم
فکندم لنگر و کشتی شکستمچه گوهرها کز این ساحل برآرم
زیک خواب پریشان می توانمسر از صد عقده مشکل برآرم
تر و خشک جهان را می شناسممی از مینا حق از باطل برآرم
چو موجم گریه صد جا می داوندندانم چون سر از منزل برآرم
شهید سرگرانی گشته ام آهسر از خواب عدم مشکل برآرم
اسیر از سینه صافی می توانمهزار آیینه از یک دل برآرم