شمارهٔ ۷۳۷
نظر گشودم و سر منزل تو را دیدمبه دل گذشتم و سنگین دل تو را دیدم
ز غیرت که ندانم به خون رشک تپمبه هر طرف که شدم بسمل تو را دیدم
سراغ غیر گرفتم دچار شمع شدمستاره سوخته محفل تو را دیدم
دل است مزرع غم خوشه شعله دانه شرراسیر شکوه مکن حاصل تو را دیدم