گنج

شمارهٔ ۶۷۴

قافیه: گیر۴ بیت
صیقل دل از غبار خاکساری یادگیرآب و رنگ از همت باد بهاری یادگیر
بی تکلف مشربی پر مبتذل شد جان مندرسی از الفت بخوان حرفی ز یاری یادگیر
آرمیدن نشئه می آرد بقدر انتظارشیوه آسودگی از بیقراری یادگیر
سوخت جانت شد غبارت دود از این سودای خامترک صیادی کن و مطلب شکاری گیر