شمارهٔ ۶۷
چه دردسر دهم دیوانگی با سختجانی راغرورش طعن الفت میزند شیرین و لیلی را
لباس عاریت را اختیار از دیگران باشدز منصبهای گوناگون چه حاصل اهل دنیی را
ز عکس شبنمی طوفان بحر آتشی بینداگر گلچین کند آیینهٔ دل پیشبینی را
جزایی میدهد هرکس به رنگی در مکافاتشبود هر مجمعی حشر خجالت دزد معنی را
غبارم نقش بالین میشود خواب قیامت راچنین گرمی دهد نازت شراب سرگرانی را