شمارهٔ ۶۶۱
خنده از گل جلوه از سرو خرامان تازه ترخوش به سامان می رسد سیر گلستان تازه تر
خاطر آشفته کار زلف و کاکل می کندخود پسندیهای مجنون در بیابان تازه تر
در بیابان جنون ریگ روان چشم تر استسایه خار مغیلانش ز مژگان تازه تر
نقش پا در وادی حیرت ز مجنون می رمدشوخ چشمی های این وحشی غزالان تازه تر
مکتب زنجیر را هر حلقه طفل دیگر استکار پیران در لباس خردسالان تازه تر
خنده گل بنده چاک گریبان کسیگل فروشی های خندان نمایان تازه تر؟
جان بیتابی فدای چین ابرو می کنمسر گرانیهای عمدا شوخ چشمان تازه تر
تا نخواند غیر من کس مصرع سودا اسیرنسخه جمع آوردن خط پریشان تازه تر