شمارهٔ ۶۴
مکن در کار گلشن جلوههای انتخابی رامده بر باد رنگ و بوی گلهای نقابی را
دلم در سینه تا پر می زند چشمش خبر داردنمی دانم کجا آورده این حاضر جوابی را
چه شد طفل است و خوابش می برد در دامن عاشقز چشمش یاد گیرد گفتگوی نیم خوابی را
مده دردسر ساقی برای امتحان مننیارد بر رخم صد جام رنگ بی حجابی را
اسیرم هر چه هستم قایلم ناصح برو بنشینبه تعمیر دلم تا کی دهی زحمت خرابی را