شمارهٔ ۶۳۷
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ورمیاید۶ بیت
دلم زیاد نگاهت به شور میآیدچراغ خلوتم از بزم طور میآید
وداع هستی خود میکنم قرارم نیستهمین بس است که دیدم ز دور میآید
غبار راه قناعت که پیک اهل دل استز پایتخت سلیمان مور میآید
گذشت مدت عمرم به عجز و غافل از اینکه خاکساری عشق از غرور میآید
به سویم از دل آواره نامهای داردنگاه قاصدم از راه دور میآید
شراب از غم لعلش اسیر بس که گداختبه بزم بادهکشان بی حضور میآید