گنج

شمارهٔ ۶۱۱

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: لهمانگیرمنبود۵ بیت
سرکنم آوارگی منزل همان گیرم نبوددل به دریا افکنم ساحل همان گیرم نبود
سینه ای بر تیر باران تغافل می دهمالتفات خنجر قاتل همان گیرم نبود
آنکه دیدم عمری از آیینه دل روی اویک نفس از حال من غافل همان گیرم نبود
ترک دل کردم چه پروا دارم از تاراج عمربرقها مطلب روا حاصل همان گیرم نبود
دل گره می زد به کارم ترک او کردم اسیربرخود آسان کردم این مشکل همان گیرم نبود