شمارهٔ ۶۱۰
گر سر و کار کسی با دل نبوداینقدرها کارها مشکل نبود
گرد مجنون کی ز صحرا می نشستنقش پای ناقه گر محمل نبود
قاصد آوارگی تا می رسیدگرد ما در دامن منزل نبود
خضر خود می داند وعمر درازما چه می کردیم اگر قاتل نبود
یاد ایام گرفتاری اسیربیقراری از دلم غافل نبود