گنج

شمارهٔ ۶۰۸

قافیه: نگبود۶ بیت
دوش ساز ناله ام آهنگ بودبا زمین و آسمان در جنگ بود
باده نازکدلی نوبر نکردشیشه ما خانه زاد سنگ بود
در گلستان دیدمش نشناختمبر تنش پیراهن گل تنگ بود
صلح کل روزی که شد آیینه داردر میان ما و جانان جنگ بود
این دو رنگیها ز بینشهای ماستنور و ظلمت پیش از این یکرنگ بود
یاد شور کعبه جوییها اسیرجنبش مژگان ز ده فرسنگ بود