گنج

شمارهٔ ۵۸۹

قافیه: راتشمیزند۵ بیت
عشق اول بر دل غم پرور آتش می زندشعله چون بیدار شد در بستر آتش می زند
در قفس کرده است پرواز هوس پروانه راتا شود آزاد بر بال و پر آتش می زند
گه ز قرب وصل می سوزم گهی ازتاب هجرهر نفس عشقم به رنگ دیگر آتش می زند
پیش گرمیهای آه ما چراغ مرده ای استبرق بیحاصل که بر خشک و تر آتش می زند
چون نسوزد از خیالش دل شب هجران اسیرعکس او آیینه را بر اختر آتش می زند