شمارهٔ ۵۶۶
در محبت اشک و آه بی محابا را چه شددل اگر گم گشت سامان دل ما را چه شد
یکزبانی سینه صافیهای دنیا پیشکشزود گرمیهای دیر اهل دنیا را چه شد
هستی ما بیشتر از نیستی مجذوب بودعشق دنیا را چه شد افسوس عقبا را چه شد
کشت ما را آفت یک مور برق خرمن استدانه ما سبزه ما حاصل ما را چه شد
غم ندارد غنچه های خاطر آشفتگیاشک رنگین بهار حسرت آرا چه شد
عمرها تعبیر یک خواب پریشان دل استکس نمی پرسد که آشوب سراپا را چه شد
خاطر از خونگرمی افسرده یاران گداختبیکسی ها بیکسی ها بیکسی ها را چه شد
بیوفایی برطرف نامهربانی برطرفای دعا محو تأثیر دعاها را چه شد