شمارهٔ ۵۱۳
پروانه چراغ وفا پر کجا بردهرکس که گشت گرد سری سرکجا برد
زنجیر موج باده شوریدگی بس استدیوانه تو شیشه و ساغر کجا برد
عهد تو هرزه درد سر ناز می دهدآیینه شکسته سکندر کجا برد
خار ره تو منت دریا نمی کشدجوهر شناس آبله گوهر کجا برد
دام فنا قلمرو آسودگی بس استچون گل شکار زخم تو بستر کجا برد؟
یک نامه برد ناله و گردم به باد داددر حیرتم که نامه دیگر کجا برد
ممنون چاره نیست دل بیقرار مادریای اضطراب شناور کجا برد
راه از تو منزل از تو و آوارگی ز توگم گشته دیار تو ره بر کجا برد؟
پرواز شوق گرمتر از بال آتش استغمنامه اسیر کبوتر کجا برد