شمارهٔ ۵۱۲
کو قاصدی که نامه به باد صبا بردتا گردم از قلمرو بال هما برد
هرکس به روی ما در چاک قفس گشودپیش دلش تبسم گل التجا برد
یکچند هم به رغم فلک بیوفا شویمشاید بدین وسیله کسی نام ما برد
هر جا دچار می شود از کار می رومیک بار از غرور نپرسد خدا برد؟
هرکس به بزم عشق نیازی برد اسیرپروانه بیزبانی و بلبل نوا برد