گنج

شمارهٔ ۵۰۹

قافیه: یرارد۶ بیت
خواب اگر پی به سرگریه شبگیر آردصبح را بهر شفاعت به چه تدبیر آرد
سبزه شد دود چراغ دل و بیداد هنوزبر سرخاک منش دست به شمشیر آرد
چون سراسیمه نباشم که به هر گردش چشمصیدی از سایه مژگان به سر تیر آرد
سیرگاهش لب جوی است و گلش سایه ابرجز جنون آب و هوا را که به زنجیر آرد
گر کند نشتر فصاد خیال مژه اتخون افسرده برون از رگ تصویر آرد
مشربم بین که به بزم عسس توبه اسیرمی خورم خون قدحی ساقی اگر دیر آرد