شمارهٔ ۵۰۸
جذب نگهت جام می از تاک برآردگیرایی چشمت مژه از خاک برآرد
از گریه ما مستی چشم تو نظر بازدستی به دعای سحری تاک برآرد
روح شهدا منصب پروانه بگیرندروزی که شهید تو سر از خاک برآرد
بر دل چه امید آه که جولان اگر این استگرد از سپه دیده نمناک برآرد
در خلوت خاموشی ما دود چراغی استآن ناله که دود از دل افلاک برآرد
خلعت ز پرستاری مرهم نستاندآن دل که سر از پیرهن چاک برآرد
برخاک اسیر تو گل ولاله حرام استچیزی که برآید نظر پاک برآرد