گنج

شمارهٔ ۴۸۷

نگه در دیده اندام تو داردنفس در سینه پیغام تو دارد
دلم در خاک هم صاحب کمال استبه بازو حرزی از نام تو دارد
رسا افتاده مستیهای منصورمگر کیفیت از جام تو دارد
چه می پرسی چه دارد بینوا دلدعای صبح تا شام تو دارد
دل من باغ خندیدن ندانستنمکزاری ز دشنام تو دارد
چه صیادی چه صیادی که هر صیدبرای صید خود دام تو دارد
اسیر از هر دو عالم بی نیاز استبه ناکامی همان کام تو دارد