گنج

شمارهٔ ۴۸۶

قافیه: اهیندارد۵ بیت
به از درد او جان پناهی نداردز تن منت برگ کاهی ندارد
هنر نیست در خون نشاندن دلی راکه سامان شبگیر آهی ندارد
نبینی به عمر ابد وادیی راکه تا خضر هم خضر راهی ندارد
به بزمی که رشکم کند پاسبانیدلم از تو چشم نگاهی ندارد
نخواهد کسی از تو خون اسیریکه جز بیزبانی گواهی ندارد