گنج

شمارهٔ ۴۷۶

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اندارد۹ بیت
ز استخوان ساخته صنعتگر قدرت درمیکه وطن در دلش آن گوهر تابان دارد
با وجودی که ندید است کس از درج او رامشتری بیحد و جوینده فراوان دارد
هرکه دیدش به هوا تا ننماید او رااز شعف در دهنش گیرد و پنهان دارد
شبچراغی است که شمع همه کس روشن از اوستبا گدا رابطه و قرب به شاهان دارد
نیستش منتی از تربیت مهر و سحابزر خورشید توقع نه ز باران دارد
خون و شیر است که جوشیده و او گشته عیاننسبتی لیک نه با این و نه با آن دارد
نه عقیق است و نه الماس و نه یاقوت و نه لعلآشنایی نه به سیلانی و مرجان دارد
نه زمرد نه زبرجد نه خزف نه لؤلؤنه ز دریا خبر و نه اثر از کان دارد
ضعف پیری اگرش مایده روح کندهمچو گل خنده رنگین به جوانان دارد