گنج

شمارهٔ ۴۷

پرورده لطف سایه ات امید و بیم راگردیده خضر جذبه ره مستقیم را
بلبل شکار کرده به رنگ بهار فیضگلدسته های نکهت خلق عظیم را
گیرد در اضطراب معاصی پی شفادست تو نبض ناله عظام رمیم را
از شرع حاذق تو خجالت طبیب مااعجاز عیسوی لب خاموش بیم را
عیسی ز نسبت گهر نور پاک توعابد فریب یافته در یتیم را
بخشیده بی طلب همه کس را نشان راهسنگی که سوده رخ به کف پا کریم را
صحرا محیط گوهر و الفت صدف شودتا در ره تو گریه نگیرد یتیم را
پیچیدگان جاده این شرع دلکشتزنار کرده اند خط مستقیم را
شق القمر در آینه طور اشاره ای استاز شرع قاطعت ز تجلی کلیم را
از حجت بلندی هر عقل قعر چاهادراک روح مام فلک شد حکیم را
دارد اسیر چشم که بیند در آن جنابصحت پذیر نسخه عمر سقیم را