شمارهٔ ۴۶۹
از دل ما دلت خبر دارددوستی اینقدر اثر دارد
هرکه رویت بدید حیران استپاکی گوهر نظر دارد
مهر نگشوده سوزدش چون شمعنامه دل ز نامه بردارد؟
به جلا می زنم در خالیکه اگر دل تپد خطر دارد
من و خاک دری که از خورشیدآسمان خشت زیر سر دارد
دل ما دارد آرزوی پریبا تو یک حرف مختصر دارد
بی نیاز است اسیر از دو جهانکه لب خشک و چشم تر دارد