گنج

شمارهٔ ۳۹۳

قافیه: یرمیگرفت۵ بیت
جایی که عقل دامن تدبیر می گرفتدیوانه زلف حلقه زنجیر می گرفت
گر داغ او نبود چه می کرد شب کسیشمع نفس ز آتش دل دیر می گرفت
آهن به کوهسار ز پیچیده ناله امتاب از برای جوهر شمشیر می گرفت
تأثیر ناله چاشنی شهد زندگی استگر نیستان نبود دل شیر می گرفت
در بزم می اسیر شب از وصف طره ایصد جا زبان شوخی تقریر می گرفت