شمارهٔ ۳۸
باده چون زور آورد هشیار میسازد مراخواب چون گردد گران بیدار میسازد مرا
صبح را گلگونه میبخشد کفِ خاکسترمسوختن رنگینتر از گلزار میسازد مرا
دارد اکسیرِ حواسِ جمع دل چون شد خرابسایهٔ ویرانهها بسیار میسازد مرا
غفلتم تعمیرِ آگاهی است دیدم بارهاچشمِ خوابآلودِ من بیدار میسازد مرا
بلبلِ گلهای شوخ از دور بودن خوشتر استسِیرِ باغِ آرزو بیزار میسازد مرا