گنج

شمارهٔ ۳۶۱

قافیه: ایینیست۸ بیت
خرقه پوشی است خودنمایی نیستعشقبازی است میرزایی نیست
گل خورشید اگر به سر زده ایهمچو خار برهنه پایی نیست
حال مجنون ز گرد مجنون پرسدور گردی است آشنایی نیست
خون دل جرعه جرعه نوشیدنکار رندی و پارسایی نیست
نمک آباد کشور دگر استحسن شهری و روستایی نیست
دست یابد به خون بشوید مردکار با پنجه حنایی نیست
شیشه قدر شکست می داندچشم بر راه مومیایی نیست
ما و بیگانگی یار اسیرقرب در بند آشنایی نیست