گنج

شمارهٔ ۳۵۱

قافیه: رشنیست۵ بیت
از راز محبت که گلی جز خطرش نیستآن گشته خبردار که از خود خبرش نیست
تأثیر هوس در گرو گفت و شنید استعاشق دل پیغام و دماغ خبرش نیست
هر شور تغافل نمک زخم نگاهی استحرف است که بر حال اسیران نظرش نیست
تا کی بگدازیم در آن بزم ز غیرتگر گل شده پروانه غم بال و پرش نیست
مکتوب اسیرت نفس باز پسین استیعنی که بجز قاصد جان نامه برش نیست