گنج

شمارهٔ ۳۵۰

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ازنیست۸ بیت
صبرم حریف عربده نیم ناز نیستشادم که عمر رنجش بیجا دراز نیست
مرغ دلی به رشته نظاره بسته ایمطالع نگر که مژده پرواز باز نیست
بیگانگی میان من و یار بیشترالفت رسا چو گشت کم از احتراز نیست
عشق پلنگ خو نشناسد جوان ز پیرگل را به بزم شعله ز خار امتیاز نیست
آشفتگی ز سایه من موج می زندکس رو شناس پرتو خورشید راز نیست
عالم زخوی گرم تو یک شعله آتش استکو شیشه ای که کوره خارا گداز نیست
راضی به دشمنی شده ام رشک غیر چیستمگذر ز کشتنم که نیازی به ناز نیست
بیند به سوی غیر و دلش صید رشک ماستغمگین مباش اسیر که دشمن گداز نیست