شمارهٔ ۳۱۶
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ارنشست۵ بیت
ز بسکه هر طرف از خاطرم غبار نشستنمی توان به سر راه انتظار نشست
فتاده ای که ز امداد بیکسی برخاستشکفته رو به سر خاک اعتبار نشست
گرفت آینه گل در کنار(و) شبنم ریختکشید ساغر می نقش نوبهار نشست
غبار یاس به تعظیم رفتنش برخاستکسی که آمد و در بزم روزگار نشست
ریاض شکر بخندد از این ترانه اسیرکه نقش سجده ام آخر به کوی یار نشست