شمارهٔ ۳۱۵
هر جا که نقش توبه شکستن شود درستبزم بهار و رونق گلشن شود درست
از شش جهت چو قبله نما در کشاکشمتا مطلب دلم ز تپیدن شود درست
گشتم غبار و بوی گل افشاگر من استچون خاطرم ز راز نهفتن شود درست
منت خدا نکرده گر از دوستان کشمکارم ز مهربانی دشمن شود درست
از مومیایی فلکم نیست منتیچون صبح کار من ز شکستن شود درست
آیینه شکسته من سیر باغ منگلدسته نیست دل که ز بستن شود درست
ایمن ز پرده پوشی شهرت نمی شومکی راز داریم ز نگفتن شود درست
جامی ز شیشه خانه نازکدلان بکشتا صدق نیت به شکستن شود درست
از یاد گرد آینه ام گرد می شودکی از شکست خصم دل من شود درست
آهی بکش اسیر که طوفان گریه استعقد گهر ز رشته کشیدن شود درست