شمارهٔ ۲۸۳
بعد عمری سویم از روی مروت دیده استنرگس بیدارش امشب خواب الفت دیده است
مغزم از شوریدگی چون ذره می رقصد به سرآفتاب محشر داغ محبت دیده است
دل اگر در سینه جنبد رنگم از رو می رودخصم بیدل از من عاجز چه جرأت دیده است
جلوه مرد آزما بسیار و بینش ساده دلحرفها آیینه ام از خواب غفلت دیده است
الفت است الفت که سربی تیغ می گردد نثارقدر این معنی کسی داند که الفت دیده است
صورت از معنی شناسد اهل بینش در جهانجلوه معنی اسیر از چشم صورت دیده است