گنج

شمارهٔ ۲۸۲

موجه دریا ز شورم مصرع پیچیده استدر صدف گوهر ز اشکم معنی دزدیده است
از هوای گلشن چاک گریبان کسینکهت یوسف گل در پیرهن بالیده است
ناله خاموشی است تکرار فراموشی خوش استگفتگوی آشنایی گوش کس نشنیده است
گریه ما دشت را مهمان دریا می کندصفحه بحر ازحباب و موج بزم چیده است
در ریاض آرزو گر خار بلبل سبز شدآنچه حاصل کرده ام عمری گل ناچیده است
شرمساری ها عصیان خرمن اندوزی کندعضو عضو ما ز دهشت دانه پاشیده است