گنج

شمارهٔ ۲۷۰

قافیه: وییبردهاست۵ بیت
هر طرف باد صبا زان طره بویی برده استعضو عضوم را کمند جستجویی برده است
بی نیازی چهره خورشید را ساید به خاکشبنم این باغ بسیار آبرویی برده است
یک سر مو بر تنم سرگشتگی در کار نیستجستجوی او مرا هر دم به سویی برده است
گلشن پاک اعتقادی را صفای دیگر استسایه خارش نصیب از رنگ و بویی برده است
کرده از چشمش تمنای نگاه گرم اسیرتا مزار دل چراغ آرزویی برده است