گنج

شمارهٔ ۲۷

قافیه: انعشقرا۷ بیت
لاله می روید ز بستر ناتوان عشق راشعله پرورده است مغز استخوان عشق را
مهر خاموشی است بر عنوان این سربسته رازنیست با گوش و زبان کاری بیان عشق را
راز دل از بیزبانی بیشتر گل می کندباطن از آیینه رنجد رازدان عشق را
شوقم از جا برد وصل کعبه دیدم بی سفرخضر پرواز است راه بی نشان عشق را
هرکجا رفتیم کویش مرکز سرگشتگی استدل شناسد جذبه های بیگمان عشق را
دشت دشت از گرد راهم باز می ماند سرابگرچه دورافتاده ام کامل روان عشق را
کی اسیر از درد بیدرمان تسلی می شودبوالهوس هم سود می‌داند زیان عشق را