شمارهٔ ۲۶۴
گرد کلفت در جنون درد ایاغم گشته استطره آشفتگی موی دماغم گشته است
شب که از یاد رخت در آتش دل بوده امصبح چون پروانه بر گرد چراغم گشته است
عشق جایی جز دل تنگم نمی گیرد قرارشعله شیدا بلبل گلهای باغم گشته است
در بهار عشق آتش خاکروب گلشن استشعله فرش سایه دیوار باغم گشته است
بسکه طی کردم ره صحرای شوق او اسیرخضر مجنون بیابان سراغم گشته است