شمارهٔ ۲۵۵
آهم از بس که آتشین استبا ناله من اثر قرین است
نه عقل به من گذاشت نه دینچشمت که بلای عقل و دین است
در مصحف عارضت به خوبیابروی تو آیت مبین است
آن خال سیه نگر که چون موردر مزرع حسن خوشه چین است
افسوس که وصل دلبران راخصمی چون هجر در کمین است
جان می کنمت نثار امشبآن نقد که حاضر است این است
بیگانه ننگ و نام گشتمخاصیت عشق اسیر این است