شمارهٔ ۲۴۹
دل پروانه فروغ گهر راز من استاشک بلبل نمک گریه غماز من است
چهره باده پرستی شفق راز من استپر طاووسی می شوخی پرواز من است
عمری از خوی کسی کوره دل تافته امشعله خاکستر آیینه پرواز من است
تپش دل به لبم فرصت یک ناله ندادگوشها پرده نشنیدن آواز من است
شعله با داغ جگر می چکد از ابر جنونلاله بوقلمون سایه پرواز من است
پرده زمزمه شور جنون بوی بهارجوش گل شد رسای اثر ساز من است
عندلیب گل رعنای تمنا محو استرنگ اگر باخته ام شعله آواز من است
رنگ دانش ز شناسایی من ریخته اندلب گشودن سخن آخر غماز من است
جگر سوخته ام صیقل آیینه اسیربرق تیغ نگه گرم در انداز من است