گنج

شمارهٔ ۲۴۵

قافیه: ابمناست۵ بیت
اخگرم آفت بیداری من خواب من استمژه بر هم زدنی بستر سنجاب من است
کم نگاهی است که مشتاق شرابم دارداین گناهی است که در گردن احباب من است
کو دماغی که کنم تربیت هوش کسیگفتگویی که به گوشی نرسد باب من است
بحر دیوانگی از قطره ام آموخته استشور سیلاب نظرکرده سیماب من است
لب من زمزمه راز ندانسته اسیرشعله بی پر و بال آه جگر تاب من است