گنج

شمارهٔ ۲۰۶

قافیه: تدلاست۶ بیت
ممنون خویش بودن دل قوّت دل استدر خاک و خون تپیدن دل عادت دل است
بادام تلخ چاشنی عیش دیده استدر کام زهر غوطه زدن لذت دل است
نشو و نما چو خار بن از پیش دیده استدر شهره مشقت دل راحت دل است
رنگ شکسته زینت قلب سیاه نیستبی دست و پا شدن اثر جرأت دل است
کس اختیار خویش به دشمن نداد اسیرهر جا رسید کار من از دولت دل است
تا روز عیش حشر پریشان صبحدمتعبیر خواب یکشبه جمعیت دل است