شمارهٔ ۲۰۵
نی همین نقش پی شوق جنون پیما دل استشبنم خاری که می بینی در این صحرا دل است
جای حاصل آرزوی تشنه خرمن کرده ایمقطره باران ابر ناامیدی ها دل است
با هجوم آرزو شوق سبکرو چون کنداز سرشکم قطره تا گوهر در این دریا دل است
ترک مطلب با دو عالم آرزو خوش کرده ایماختیار کیسه پردازان سودا با دل است
تا چها خرمن کند صحرای دهقان جنونحاصل خاری که می روید از اشک ما دل است
دارد این ویرانه را سیل فنا معمورترهر دو عالم گر نباشد کار عاشق با دل است
گر شود از دورگردی محرم بزم اسیردشمن آیینه می گردم که سر تا پا دل است