شمارهٔ ۱۹۹
همه روی زمین خطرناک استکهکشان نیز دام افلاک است
باده نوشان بزم حیرت راجام لبریز دیده پاک است
بسکه صاحبدلان غبار شدندخرمن آسمان تل خاک است
هر کجا عشق ناخدا باشدکشتی نوح سینه چاک است
اشک اخگر چکد ز دیده صبحآفتابش هنوز بیباک است
آب گردد چو آبگینه گداختدر دو عالم حساب دل پاک است
چاره عشق نیست جز تسلیمجلوه ها محو دیده نمناک است؟
دل نظاره چون نگردد آببستر خواب شعله خاشاک است
ناز می بالد از گداز و نیازجوهر تیغ شعله خاشاک است
بحر هم عرصه گاه جولانی استقطره صید است و موج فتراک است
الفت درد با تحمل اسیراختلاط شراب و تریاک است