گنج

شمارهٔ ۲۰۰

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: کاست۸ بیت
بهار شوخی او جشن تازه فلک استشراب خوش مزه است و کباب (خوش نمک) است
ز یمن همت احباب مطلبی داریمکه گر به هیچ نسنجد (دو) صد هزار یک است
به حال ما نزند خنده گر کسی داندکه در قلمرو دیوانه صبرکمترک است
حریف منت احباب نیستم ساقیشکست توبه من با تو آشنا ترک است
توان زصافی دل دید حال دشمن و دوستهمین که پاک شد از کینه خاطرت محک است
ز زهر خند دلم می شود نهان در پیش؟اگر تصورحالم کند فلک فلک است
نمی شود اثر ناله کار خود نکندگداز آتش دل می خورد مگر خنک است
کباب از آتش دل ساختیم اسیر بیاشراب شوق مهیا شده است دل نمک است