گنج

شمارهٔ ۱۷۲

قافیه: اپراست۵ بیت
بسکه از رشک سرشکم خاطر دریا پر استاز دل آب گهر تا غنچه دلها پر است
دختر رزخونی عیش و ملالم گشته استکی دلم خالی شود در بزم تا مینا پر است
جلوه بسیار است خضر رهبری در کار نیستدیده (گر) داری همه عالم ز نقش پا پر است
گرچه بر قلب کمانداران ابرو می زنمدر خور صبری که دارم نیم استغنا پر است
من که از دریا به موجی گشته ام قانع اسیرجلوه ریگ روان در دامن صحرا پر است