شمارهٔ ۱۴۸
از جلوه تو چشم دل و جان لبالب استهر برگ غنچهام ز گلستان لبالب است
در شیشه خانه دل ما کز هوا پر استپیمانه از درستی پیمان لبالب است
شد حشر و یک سخن به لبش آشنا نشدعالم کباب گشت و نمکدان لبالب است
کار تو رفته رفته ز خورشید هم گذشتصبح و شبم ز شوخی مژگان لبالب است
دردسر خمار ندانستهام اسیرجام دلم ز باده عرفان لبالب است