شمارهٔ ۱۴۷
تو را ز حسن بهار جمال سیراب استمرا ز عشق خزان ملال سیراب است
به رنگ آینه از جوش سبزه خط یارریاض خاطر صاحب کمال سیراب است
چرا ز سایه پرواز من چمن ندمدکه در هوای توام ابر بال سیراب است
شکسته دل به ره شوق جاده ای داردکه همچو جدول باغ خیال سیراب است
ز باغبانی رنگین گریه می بالمبنفشه زار تو از تو خط و خال سیراب است
چو باغ آینه روی خزان نبیند اسیربهارش از عرق انفعال سیراب است