گنج

شمارهٔ ۱۴۴

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: نگمینمایندت۷ بیت
دلی ز دور به صد رنگ می‌نمایندتچو آب گشت دلت سنگ می‌نمایندت
تو مست باده نیرنگ و مطربان پرکارچه نغمه‌ها ز یک آهنگ می‌نمایندت
توکل تو بلند است و آرزو فربهقبای فقر از آن تنگ می‌نمایندت
دلت چو سخت ستم شد به اشک مظلومانحباب را گره سنگ می‌نمایندت؟
خبر ز خویش نداری و ساقیان فریبهزار جلوه به یک رنگ می‌نمایندت
چه وصله‌ها زده صحرا به چاک خرقه فقرز بخیه کاری فرسنگ می‌نمایندت؟
اسیر سایه خُم‌های باده در مستینشان مسند و اورنگ می‌نمایندت